کافه مهتاب

متن مرتبط با «بدون شرح ولی تاسف بار» در سایت کافه مهتاب نوشته شده است

اولین نگاه

  • نیلوبلاگ

    و تو چه با وقار و متانت گام برمیداشتی؛ با هرقَدَمت دروازه ای از قلبم گشوده میشد حقیقت چیست؟ حقیقت چشمان سیاه... چه با شرم و حیا، هربار از من نگاه میپوشاندی درست پشت سرت بودم! صدای ضربان قلبت را احساس میکردم و انگشتان ظریفت که با لنز و دوربین، جادو میکرد... عینکت را که برای عکاسی های حساس برمیداشتی، آن مانتوی سبز ماشی رنگ وشال الوان من محتاج یک کلام...

    ادامه مطلب
  • اولین نگاه

  • نیلوبلاگ

    و تو چه با وقار و متانت گام برمیداشتی؛با هرقَدَمت دروازه ای از قلبم گشوده میشد حقیقت چیست؟ حقیقت چشمان سیاه... چه با شرم و حیا، هربار از من نگاه میپوشاندی درست پشت سرت بودم! صدای ضربان قلبت را احساس میکردم و انگشتان ظریفت که با لنز و دوربین، جادو میکرد... عینکت را که برای عکاسی های حساس برمیداشتی، آ...

    ادامه مطلب
  • کاشان و آسمان بارانی....

  • نیلوبلاگ

    شب های عاشقانه ی ابیانه غروب های دل انگیزکاشانی هوایی به طراوت گل های قمصر مردمان خوب آرانی..... اما... نیشابور چیز دیگریست...

    ادامه مطلب
  • آبان ؛مردیست که عاشق زنی از تبار مرداد شده است......

  • نیلوبلاگ

    منتظر بودم که باز آبان شود لحظه ی باریدن باران شود زیر باران میروم با اشتیاق شاید این دیوانگی درمان شود ...

    ادامه مطلب
  • بدون شرح

  • نیلوبلاگ

    در من کوچه ای است که با تو در آن نگشته ام ٬ سفری است که هنوز با تو نرفته ام ، روزها و شب هایی است که باتو سرنکرده ام٬ عاشقانه هاییست که هنوز با تو نگفته ام.... پ ن1: اهل تقلید نیستم اما این شعر در عین سادگی؛ فوق العاده عمیقه.......

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    بدون شرح | بدون شرح به انگلیسی | بدون شرح سریال | بدون شرح فتحعلی اویسی | بدون شرح شبنم طلوعی | بدون شرح خنده دار | بدون شرح طنز | بدون شرح ولی تاسف بار | بدون شرح جدید |