خرید بک لینک
بالاخره این اتاق هم با تمام وقایع خوب و بدش به خاطره ها پیوست!

اون اتاق، اون پنجره، اون پرده ها...

من همیشه علاقه ی خاصی به اتاقم داشتم!

اسمشو گذاشته بودم "اتاق جنگ"

بعد کنکور و رفتن من به دانشگاه، اینجا هم متروک شد، سردِ سرد...

نه دیگه عطر قهوه داخلش پیچید و نه بوی کتاب میداد، تاریکِ تاریک..

و این ایام که برای همیشه از این اتاق جدا میشم!

جایی که خندیدیم، اشک ریختیم، عاشق شدیم، تلاش کردیم...

ولی خب، برای تغیر، بهتر شدن باید گذشت!

به قول شاعر: رقصان میگذریم از آستانه اجبار ،شادمانه و شاکر/

برچسب: نویسنده: نگار شمس تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 2:16

صفحه بندی