خانه ای داشتم به وسعت یک دشت!
در حیاتش گلهای نرگس میکاشتم؛
تو پیراهنی بدون آستین ودامنی بلند برتن میکردی! تاج گلی از نرگس بر سرمیگذاشتی؛
و میانه ی این دشت؛ با سبدی از میوه های رنگین حرکت میکردی...
پروانه های آبی رنگ میرقصند؛
تو به چشمان من نگاه میکنی؛
آفتاب تابستان!
بر میخیزی! ویولن را برمیداری و شروع به نواختن میکنی...
"چهارفصل" را مینوازی؛ و من همینطور نگاهت میکنم؛
آنقدر که چشمانم به ابدیت پیوند بخورد....
برچسب: چهار فصل,چهار فصل ویوالدی,چهار فصل سال,چهار فصل چت,چهار فصل ویوالدی دانلود,چهار فصل آژانس مسافرتی,چهار فصل ایران,چهار فصل سال به انگلیسی,چهار فصل ازدواج,چهار فصل خدا در آسمان,
نویسنده: نگار شمس