
دوستانی که لطف کردن و خواسته بودن بنویسم... یک وبلاگ دیگه درست میکنم و اونجا شروع میکنیم! تحت یک عنوان جدید... آدرس هم اگه خواستین، کامنت بدید تا واستون بفرستم،. فقط آدرسهاتون یادتون نره....
ادامه مطلب
بزرگواری از دوستان نوشتن که: گل گیسو وار بنویسم! یا همینجا ادامه بدم، یا آدرس رو توی این وبلاگ اعلام کنم خب این واقعا برای من خوشاینده که پیگیرید و مطالبی که بنظرم هیچ ارزش ادبی نداشتن و فقط حاصل غل...
ادامه مطلب
شبیه شبهای تئاتر شهر و شلوغی های چهار راه ولیعصر شبیه خیابون انقلاب و کتاب فروشی هاش شبیه سر در دانشگاه تهران شبیه شیرینی فرانسه و سینما سپیده... شبیه آهنگ" گل گلدون" سیمین غام، توی خلوت های نیمه شب تهران... شبیه ایستگاه انقلاب شبیه بلوار کشاورز و کافه آوانسن شبیه کافه گرامافون شبیه تموم شبهای گذشته و روزهای پیش رو... تهران، تابستان97...
ادامه مطلب
بالاخره بعد از چند سال موفق شدم فیلم" دردنیای تو ساعت چند است" رو ببینم.با هنرنمایی لیلا حاتمی و علی مصفا و البته آهنگسازی کریستوف رضاعی.چقدر خوب بود.چقدر من بود !چقدر در دنیای من ساعت فرق میکنه......
ادامه مطلب
با صبایی گفت هاتف؛ چند گویی وصف کاشان؟ نقل زیبایی کاشان، جان من؛ پایان ندارد... ....
ادامه مطلب
زنده باشی کاکوی شیرازی.......
ادامه مطلب
شب های عاشقانه ی ابیانه غروب های دل انگیزکاشانی هوایی به طراوت گل های قمصر مردمان خوب آرانی..... اما... نیشابور چیز دیگریست...
ادامه مطلب
منتظر بودم که باز آبان شود لحظه ی باریدن باران شود زیر باران میروم با اشتیاق شاید این دیوانگی درمان شود ...
ادامه مطلب
هرکجای ایران را که بگردی؛ از گلستان های کاشان تا کویر یزد؛ ازطبیعت شمال تا دریای پارس هیچ کجا؛ خطه ی نیشابور نمیشود.... سرزمین شعر و عشق وشعور طلوع های کاشان بی شباهت به طلوع نیشابور نیست اما... این کجا و آن کجا ! از خدا میخواهم توفیق بده که هرچه زودتر دوباره ریه های کوچکم را از هوای نشابور پرکنم! از نفس عشق از عطر یار..... ...
ادامه مطلب
مظهر جام پلنگم که به ماهی بندم وبجز ماه دل از عالم و آدم کندم... ...
ادامه مطلب
..... .......................... ....... .................................................................... ......................................... ..................................
ادامه مطلب
من صبوری میکنم؛ و تموم این سالها رو تنها با خیال یک دختر موخرمایی سیه چشم پشت سر میگذارم... صبوری میکنم چون به تو ایمان دارم! به عشق! به معجزه ی گل سرخ... میدونی گل گیسوی عزیزم؟! این روزها دلم حسابی تنگ شده! دلی که خیاطش توباشی؛ معلومه که تنگ خواهد شد.... امروز نامه هایی که سابقاً برایم نوشته بودی رو مرور میکردم! چقدر آراسته و خوش خط؛ کاش... کاش میتوانستم سینه ی تنگم را بشکافم! تا تو با قلم عشقت؛ اسم زیبایت را بر قلبم حکاکی کنی... این روزها دلم هوس باران کرده! یک هوای دونفره ی دبش... ازهمان هایی که چترها یک گوشه رها میشوند؛ من و تو؛ روبه روی هم؛ چشم در چشم... بگذار ب...
ادامه مطلب