ماه سین الف و دیگر هیچ..... - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 1:23
در کوچه باغ افکار سودازده ی وهم انگیزم قدم میزنم!برگهای پاییزی، یکی پس از دیگری؛ تن عریان خود را بدست باد میسپارند...نردبان، گوشه ی دیوار قد علم کرده؛ و سالهاست زاغ سیاه عابران خیالی را چوب میزند!سوز سرمای پاییزی، تا مغز استخوان را به تسخیر درمی آورد!خبری از دخترکان بازیگوش، با آن موهای بافته نیستو ...
کافه مهتاب - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 14:36
..... .......................... ....... .................................................................... ......................................... ...............................
من عاشقم... - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 14:36
عشق مثل نماز خوندن میمونه! وقتی نیت کردی، دیگه نباید به اطرافت نگاه کنی... xa0 xa0 برگرفته از وبلاگ(my-reputations.blogfa.com)
قصه آخرش مرگ منه... - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 1:57
xa0xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0کاش xa0xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 میمردم... xa0xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0همین!
چهار فصل... - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 1:57
آرزو دارم خانه ای داشتم به وسعت یک دشت! در حیاتش گلهای نرگس میکاشتم؛ تو پیراهنی بدون آستین ودامنی بلند برتن میکردی! تاج گلی از نرگس بر سرمیگذاشتی؛ و میانه ی این دشت؛ با سبدی از میوه های رنگین حرکت میکردی... پروانه های آبی رنگ میرقصند؛ تو به چشمان من نگاه میکنی؛ آفتاب تابستان! بر میخیزی! ویولن را برم...
نامه ی دهم برای گل گیسو - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 1:57
شانه هایمxa0مقدس ترین جای دنیا میشوند؛ هنگامی که سر بر آن مینهی... مادامی که در محراب ابروانت به سجده می افتم! دیگر از این دنیا چه میتوانم بخواهم؟! جز اینکه؛ دستم را محکم بگیری و آرام به سمت گونه هایت ببری! از شدت عشق؛ اشکت روانه شود؛ و با دستان من آن اشکها را پاک کنی...
راسین! - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 1:57
استر عزیزم؛ باور کن که این تاج وتخت فرمانروایی، این قلمروی شاهنشاهی و این احترامات فراوان که زاده ی ترس و هراس اند، با زرق و برق خودچندان لطف و ملایمتی همراه ندارند؛ و چه بسا که صاحب تلخکام خود را اسیر خستگی میکنند... استر عزیز ؛ فقط در نزد تو ، من آن جاذبه ی ناگفتنی را نهفته میبینم که همیشه مرا مجذ...
تو نباشی من واین پنجره ها هم سردیم...2 - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 1:57
امشب از اون شبهاست ، که دلت میخواهد یک فنجون اسپرسو xa0درست کنی؛ وقتی همه خوابند؛ آهنگ"غروب" سیاوش قمیشی رو play کنی... قهوه ی تلخ؛ کامت را تلخ تر میکند!xa0 تلخ تر از هر بار... یک دست را در موهایت فرو ببری؛ همه جا پر شده از سکوتی خوفناک! تنهاتر از هربار! فکر میکنی وفکرمیکنی! اما به نتیجه ای نمیرسی.....
میم هه سین الف - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 1:57
xa0 بی تو به سر نمیشود...
تکیه بر باد - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 1:57
مردی با یک پالتوی روسی؛ و شالگردنی بلند... در خیابان بی روح ولیعصر؛ بی توجه به شمار قدم هایش؛ بی مقصد حرکت میکند! ظاهرش صبور، سنگین، سرگردان اما بطنش جای دیگر نشیند... باد تندی میوزد و مرد دستانش را اندرون جیب های عمیق پالتو فرومیبرد؛ دنباله های شال گردن در باد حرکت میکنند؛ خیابان برخلاف تصور خلوت ا...
نامه ی یازدهم به گل گیسو - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 1:57
من صبوری میکنم؛ و تموم این سالها رو تنها با خیال یک دختر موخرمایی سیه چشم پشت سر میگذارم... صبوری میکنم چون به تو ایمان دارم! به عشق! به معجزه ی گل سرخ... میدونی گل گیسوی عزیزم؟! این روزها دلم حسابی تنگ شده! دلی که خیاطش توباشی؛ معلومه که تنگ خواهد شد.... امروز نامه هایی که سابقاً برایم نوشته بودی ر...

برچسب‌های مرتبط

غروب غمگین | غروب غمگین من | غروب غمگین جمعه | غروب غمگین-317 | غروب غمگين | عکس غروب غمگین | تصاویر غروب غمگین | شعر غروب غمگین | عکسهای غروب غمگین | من شاهد نابودی دنیای منم